+ نوشته شده در 84/08/14ساعت 14:28  توسط دیوونه و آیینه
|
عزيز تر از جان يارا حقوق صحبت ياران نگاه دار باهمرهان وفا كن و پيمان نگاه دار در راه عشق گر برود جان ما چه باك اي دل تو آن عزيز تر از جان نگاه دار محتاج يك كرشمه ام اي مايه ي اميد اين عشق را ز آفتت حرمان نگاه دار ما با اميد صبح وصال تو زنده ايم ما را ز هول اين شب هجران نگاه دار مپسند يوسف من اسير برادران پرواي پير كلبه ي احزان نگاه دار بازم خيال زلف تو ره زد خداي را چشم مرا ز خواب پريشان نگاه دار اي دل اگر چه بي سر و سامان تر از تو نيست چون سايه سر رها كن و سامان نگاه دار